تبليغاتX
· • ●( YAKAMOZ )● • ·

· • ●( YAKAMOZ )● • ·

به نام یگانه ای که دو گانه اش فرض است

كدامیك را سوار مي‌كنيد ؟!
يك شركت بزرگ قصد استخدام تنها يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه تنها يك پرسش داشت. پرسش اين بود :

شما در يك شب طوفاني سرد در حال رانندگي از خياباني هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس در حال عبور كردن هستيد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند.

يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را براي سوار نمودن بر گزينيد. كداميك را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را بطور كامل شرح دهيد
 
قاعدتاً اين آزمون نمي‌تواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خاص خودش را دارد.
پيرزن در حال مرگ است، شما بايد ابتدا او را نجات دهيد. هر چند او خيلي پير است و به هر حال خواهد مرد.
شما بايد پزشك را سوار كنيد. زيرا قبلاً او جان شما را نجات داده و اين فرصتي است كه مي‌توانيد جبران كنيد. اما شايد هم بتوانيد بعداً جبران كنيد.
شما بايد شخص مورد علاقه‌تان را سوار كنيد زيرا اگر اين فرصت را از دست دهيد ممكن است هرگز قادر نباشيد مثل او را پيدا كنيد.
 
پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد ....

...........

..........

........

.......

......

.....

.....

...

..

.

از دويست نفري كه در اين آزمون شركت كردند، تنها شخصي كه استخدام شد دليلي براي پاسخ خود نداد. او نوشته بود :
سوئيچ ماشين را به پزشك مي‌دهم تا پيرزن را به بيمارستان برساند و خودم به همراه همسر روياهايم متحمل طوفان شده و منتظر اتوبوس مي‌مانيم.

پاسخي زيبا و سرشار از متانتي كه ارائه شد گوياي بهترين پاسخ است و مسلما همه مي‌پذيرند كه پاسخ فوق بهترين پاسخ است، اما هيچكس در ابتدا به اين پاسخ فكر نمي‌كند. چرا؟

زيرا ما هرگز نمي‌خواهيم داشته‌ها و مزيت‌هاي خودمان را (ماشين) (قدرت) (موقعيت) از دست بدهيم. اگر قادر باشيم خودخواهي‌ها، محدوديت ها و مزيت‌هاي خود را از خود دور كرده يا ببخشيم گاهي اوقات مي‌توانيم چيزهاي بهتري بدست بياوريم.

+ نوشته شده در بیست و یکم آبان 1388ساعت 4 PM توسط S@H@ND |


دینگ دینگ ضروری)یاشاسین آذربایجان یاشاسین کمالوند یاشاسین تیراختور ( یه عالمه آیکون هورا هورا با کلاه منگوله دار)

بابا چه خبرههههه ...

 این همه تماشاگر.... آدم عکسشو میبینه کلی به وجد میاد.. وای به حال اینکه تو ورزشگاه باشه.....

چه حالی میشه

 راستش اون هفته برنامه نود ندیدم .. ولی شنیدم کمالوند حرف دل سی ملیون ترک زبان زد

مسابقه اس ام اسی تو برنامه نود... قضیه ش این بود که پرشورترین تماشاگران لیگ نهم...  که تو گزینه هاش تراکتور سازی تبریز استقلال و پرسپلیس.. شاهین  بوشهر به چشم میخورد... تراکتور از همون لحظه اول  رتبه اول به خودش اختصاص داد...  کم کم فاصله ش با تیمهای دیگر بیشتر شد... تا اینکه ۵۳٪ آرا رو کسب کرد..  نتیجه مسابقه اس ام اسی


پرپولیس تهران 30%
استقلال تهران 14%
شاهین بوشهر 3%
سایر تیمها 0الی 1%

بقیه آمارا چقد خنده داربود... ای ول به  هورادارن تراختور

  من که خوافیده بودم... ولی  خدایش اگه بیدار بودم منم تراکتور میزدم... بابا پارسال ملوانی بودیم.. امسال دیگه تراختوری هستیم

  سهند ببین  اون تو هستیا... تو عکس بالایی معلوم نیستی ... بخاطر اینکه زیر پرچم  قرمز هستی .. ولی تو عکس پایین ... اونا دیگه... اون کنار همونی که پرچم قرمز داره...  بغل دست اون پسره که دهنش بازه داره داد میزنه.... اره بابا  همون که عینک داره... خب اگه عینکش برداره میشه شبیه تو دیگه

 هر چی گشتم پسر خاله سالار ندیدم... مگه اون  با شما نبود

دینگ دینگ۱) اگه تو آپم دست کاری کنی ..  خودت می دونیااااا... گفته باشم... حتی رنگ دینگ دینگامو  هم تغییر نمیدی

دینگ دینگ۲)  شونصد بار  رفتی ورزشگاه.... یه دوربین با کلاس هم که داری ... یه دونه عکس نمی تونستی از هواردارا و ورزشگاه و ... بگیری بذاری اینجا...  تنبل بغداد

دینگ دینگ۳) این شعر با حال ( خدایی خیلی باحاله در مورد  عادل و برنامه نود اون شبه) نبشتم اینجا که بخونید... این شعر و اون دو تا عکسا از تو  یه وبلاگ کپی کردم...امیدوارم  صاحاب وبلاگه منو هلال کنه

تو كــه از قدیـم عــادل بودی!؟/بی تردید محبوب هر چی دل بودی!

پس چه شد آنهمه دم از عدالت تو ؟/آنهمه كل كل و زبان درازیــــــه تو؟

قبول كه برنامه شـــــما نود است/اما 90 بدون توركها فقط یك عدد است

بدان هوادار تراكتور گــــــــــله /چونكه تیمش توركه مربیش لره

پیروزی هم اگر طرفداری داشت؟!/علّتش كریم بود كه غیرتی داشت

به سرعت پند بگیر عادل از این مطلب /تا كه هفته بعد نشوی دچار آن تـــب

ضایعت نكنم بیش از این كه خسته ام/چون 2شنبه شب پرونده نودت را بسته ام

پس رعایت كن حق هم وطـــن خویش /كه به ناگه درصدت نشود از 53 بیش

                                                                 امضاء: یک عدد شمالی

+ نوشته شده در بیست و سوم مهر 1388ساعت 12 PM توسط S@mereh |


سلام

با بچه ها قرار گذاشتیم ساعت ۷ بریم ورزشگاه - بازی ساعت ۲۱:۳۰ شروع میشه زودتر نریم جای

خوب گیر نمیاد .

پس فعلا برم بعد میام میگم چی گذشت ...................

 ۸۰ هزار هوادار و دیگر هیچ :

ساعت ۸ رسیدیم ورزشگاه پره پره بود خلاصه خیلی باحال بود الان صدام گرفته از بس گفتم

یاشاسین آذربایجان  

یکی دو هزار تا طرفدار استقلال بودن که نمیدونم وسطه بازی کجا رفتن انگار از ترسشون

 از ورزشگاه  رفتن

از این ورزشگاه به خونه برگشتنم مصیبتیه شب ساعت ۲ رسیدم خونه

انگاراین تهرانیا چشم دیدن هواداران تراختور را ندارن حالا برنامه ای شروع کردن برای محرومیت ما

 

+ نوشته شده در بیست و دوم شهریور 1388ساعت 4 PM توسط S@H@ND |